چت روم اصفهان

تاريخچه اصفهان

درباره اصفهان

تاريخچه اصفهان

در طول تاريخ به آساني نمي‌توان رد شهر اصفهان را به طور پيوسته دنبال نمود. هر چند اصفهان در مركز فلات ايران قرار داشت. به علت آن كه در دوران پيش از اسلام گرانيگاه شاهنشاهي‌هاي هخامنشي تا ساساني، قلمرو غربي اين شاهنشاهي‌ها و به ويژه ميان‌رودان بود، اين شهر در كانون توجه اين دودمان‌ها قرار نداشت. در طول تاريخ تا دوران اسلامي مي‌توان در محل فعلي شهر اصفهان ردپاي شهرهاي مختلفي تحت نام‌هاي مختلف، محل‌هاي مختلف و حتي مردمان متفاوتي را پي‌گيري نمود.

جيِ باستاني

بناي اصفهان را به طهمورث، سومين پادشاه از سلسله پيشداديان نسبت داده‌اند. اصفهان در تاريخ قديم با نامِ گي در پارس عليا معرفي گرديده و نيز از آن، تحتِ عنوانِ گاباي يا تاباي نيز نام برده شده‌است.اين شهر محلِ تقاطعِ راه‌هاي عمده و اقامتگاهِ سلطنتي پادشاهانِ هخامنشي نيز بوده‌است. استرابون جغرافي دان يوناني، از اصفهان به عنوانِ مركز كشور ايران نام برده است.

يهوديه

زماني كه كورش بزرگ بابِل را گرفت و يهوديان را از اسارتِ نبوكدنصر شاه بابل نجات داد، شماري از يهوديان به فلسطين بازگشتند و شماري ديگر از آن‌ها به ايران آمدند و در اين منطقه كه به داراليهوديه نامگذاري شد، اسكان يافتند. اين منطقه در كنار منطقهٔ جي بود كه بعدها اين دو منطقه به يكديگر متصل شد و شهر اصفهان را ايجاد كرد. ابن فقيه همداني تاريخدان ايراني قرن دهم ميلادي مي‌نويسد:

وقتي يهوديان از اورشليم مهاجرت كردند و از نبوكدنصر فرار كردند، با خود مقداري از خاك و آب اورشليم را بردند. آنها در هيچ جا ساكن نشدند بدون اينكه قبل از آن خاك و آب آن را مورد آزمايش قرار دهند. آنها اينكار را ادامه دادند تا به شهر اصفهان رسيدند. در آنجا استراحت كردند و خاك و آب آن را آزمايش كردند و آن را مشابه اورشليم يافتند. وقتي آنجا ساكن شدند شروع به كاشتن در زمين كردند و فرزندان و نوادگان خود را به دنيا آوردند و امروزه نام اين منطقه يهوديه است.
اين روايت توسط تاريخدانان ديگري نظير موسس خورناتسي، الاصطخري، ابن حوقل، المقدسي، ياقوت حموي، ابوالفدا و ابن خلدون نيز عيناً تكرار شده است.

دورانِ ساسانيان

در دوران ساسانيان به دستور يزدگرد اول يك پادگان نظامي احتياطي براي آموزش و اعزام نيروي كمكي احداث گرديد – بغير از اين پادگان نيز سه مركز نظامي در مرو و گرگان و تيسفون نيز بوجود آمده بود. اين مراكز داراي نيروي ثابت بوده و فقط سپاهان براي تعليم و اعزامِ نيروي كمكي پيش بيني شده بود.

اصفهان كنوني در قديم گاباي (جي) نام داشت و در آغاز مركز قبيله پَرِتاكِن (كه نام فريدن از آن به‌جا مانده) بوده‌است.

به نظر مي‌آيد نام اسپهان (به معني جايگاه ارتش) از روزگار ساسانيان به بعد جايگزين نام گي شده‌باشد. آن‌گونه كه در سرگذشت‌نامه‌ها آمده، سواره‌نظام ساساني به هنگام صلح در سبزه‌زارهاي پيرامون اسپهان به‌ويژه در بخش غربي اين شهر تا دامنه‌هاي كوه‌ها و سرچشمهٔ زاينده‌رود استقرار مي‌يافت. اسپهان از آن‌جا كه وليعهدنشين ساسانيان بود امتيازي نسبت به شهرهاي ايران آن زمان به‌دست‌آورد. در زمان ساسانيان گاه اسپهان و گاه ارمنستان وليعهدنشين شاهنشاهي ايران بود ولي اسپهان اين امتياز ديگر را نيز داشت كه نشيمن‌گاه و قلمرو نفوذ واسپوهران يا اعضاي هفت خانواده بزرگ ايراني صاحب نفوذ در پادشاهي نيز بود.

هر چند در دوران اسلامي منطقه جغرافيايي اطراف شهر نام اَسپاهان كه نام تقسيم‌بندي حكومتي زمان ساسانيان بوده‌است را حفظ كرده‌است. در هنگام حمله اسكندر مقدوني به ايران، اين شهر مركز گابيوها بوده‌است و از آن تحت عنوان گاباي يا تاباي نام برده شده‌است. معمولاً تصور مي‌شود كه قسمتِ ساساني نشين اصفهان كه جي نام داشت توسط خسرو اول ايجاد شده است. از اين رو احتمالاً حضور يهوديان در اين منطقه قبل از حضور ساسانيان بوده است.

سده‌هاي نخست اسلامي

در سده‌هاي آغازين اسلامي، منابع اسلامي از دو شهر در مكان فعلي شهر اصفهان نام مي‌برند؛ شهري بنام جَي در مكان فعلي محله جي و ديگري شهري در سه كيلومتري غرب جي با نام يهوديه كه جمعيتي قابل توجه از يهوديان را در خود جاي داده بود. نام جي بعدها به شهرستان و تغيير پيدا كرد و از يهوديه با عنوان جهودستان نيز ياد شده‌است. عرب‌ها اسپهان را در سال ۲۳ هجري تصرف كردند و اين شهر نيز مانند ديگر شهرهاي ايران تا آغاز سدهٔ چهارم هجري زير سلطهٔ اعراب قرار داشت. در زمان خليفه منصور عباسي در دهكدهٔ خشينان (احمدآباد امروزي) كاخي بزرگ بنا شد و بارويي به گرد شهر اصفهان كشيده‌شد و خشينان به جويباره (يهوديه) پيوسته‌شد.

ديلميان

در سال ۳۱۹ ه.ق. مردآويج زياري با سپاهش از گيلان، اصفهان را آزاد كرد و اين شهر را به پايتختي برگزيد و جشن سده را با شكوه بسيار در اين شهر برپا كرد. در سال ۳۲۷ قمري اين شهر به دست ركن‌الدوله ديلمي افتاد كه وي نيز اصفهان را پايتخت خود قرار داد. پس از آن شهر اصفهان پيشرفت پيشين خود را بازيافت و كانون گرد هم آمدن دانشوران و سرايندگان شد.

دوره سلجوقي

در بهار ۴۴۲ هجري قمري طغرل سلجوقي اصفهان را پس از يك محاصره طولاني و ويرانگر گشود. البته شهر به زودي به تدبير ابولفتح مظفر نيشابوري كه از طرف طغرل به حكومت اصفهان منسوب شده بود، بازسازي شد، ۵۰۰٬۰۰۰ دينار خرج ساخت بناها شد و سه سال از مردم هيچ مالياتي گرفته نشد. توسعهٔ سريع شهري، مردمي كه در جريان درگيري‌ها گريخته بودند را دوباره به شهر كشاند، همچنين طغرل پايتخت حكومتش را از ري به اصفهان منتقل كرد. گسترش شهر در زمان آلب ارسلان نيز ادامه يافت، اما در دوران ملكشاه و وزير باتدبيرش خواجه نظام الملك طوسي بود كه شهر به اوج شكوهش رسيد به طوري كه جمعيت شهر دو برابر شد و بناهاي بسياري در آن ساخته شد.

دوره صفوي

در سال ۱۰۰۶ هجري قمري شاه عباس صفوي پايتخت صفويه را از قزوين به اصفهان منتقل كرد، مؤلف عالم آراي عباسي سبب اين انتقال را علاقه شاه عباس به طبيعت اصفهان مي‌داند. دوري از مرزها، كاهش دادن قدرت قزلباشان، بهبود تجارت و ترس شاه عباس از پيشگويي منجماني كه ماندنش را در قزوين براي جانش خطرناك دانسته بودند از ديگر دلايل ذكر شده براي اين انتقال است. گزيدن اصفهان به عنوان پايتخت توسط شاه عباس، نتايج مثبتي براي اين شهر به بار آورد، مسجدها، آب‌انبارها و كاروانسراهاي بسياري در شهر ساخته شد، به ابتكار شيخ بهايي شبكه‌هاي كامل ارتباطي و آبياري پديد آمد و با بنيان نهادن شهر بازرگاني نجف آباد در چند كيلومتري غرب اصفهان براي تهيه آذوقه شهر، زيربناي زراعي استواري براي پايتخت جديد پديد آمد.

اصفهان در روزگار شاه عباس اول تا مرگ شاه عباس دوم برتر از همهٔ شهرهاي خاورزمين بوده است. در اين روزگار، با افزوده شدن كوي‌هاي (:محلات) چهارگانهٔ (عباس‌آباد، جلفا، گبرآباد و اسپهان) نماي پايتخت صفوي از قسطنطنيه هم بزرگ‌تر و زيباتر بودوشهر اصفهان در روزگار اوج شكوه خود ۱۳۷ كاخ، ۱۶۲ مسجد، ۴۸ مدرسه، ۲۷۳ حمام و ۱۲ گورستان داشت،

دوره قاجار

مسعودميرزا ظل‌السلطان (پسر ناصرالدين‌شاه قاجار) از سال ۱۲۸۸ حاكم اصفهان شد و در سال‌هاي پس از آن حكومت ايالت‌هاي فارس، كردستان، لرستان و يزد نيز به او داده شد. او همواره مايل به داشتن نيروي نظامي شخصي بود. در اصفهان فوج‌هاي نظامي با لباس و اسلحهٔ ارتش اتريش تشكيل داد و براي تعليم دادن آنها از آلمان معلم‌هاي نظامي استخدام كرد. ناصرالدين شاه كه از خودسري‌هاي ظل‌السلطان در اصفهان بيم داشت، او را شبانه از تمام حكومت‌هاي خود عزل كرد و تنها شهر اصفهان را برايش باقي گذاشت.

فرمانروايي سي و چهار ساله مسعودميرزا ظل‌السلطان بر اصفهان، با ويراني بيش از ۵۰ اثر و بناي تاريخي و باغ ايراني در اين شهر همراه بود. يكي از جهانگردان اروپايي در آن زمان نوشته است:

«متأسفانه ظل‌السلطان از خيابان خوش‌منظره و فرح‌آور چهارباغ مانند ساير آثار باستاني چيزي باقي نگذاشته، جدول‌هاي سنگي را پركرده و حواشي آنها را فروخته و نقاشي‌هاي تاق‌ها و ديوارها را هم محو كرده است. جاي قصرها و عمارت‌هاي خالي صفوي را هم با ايجاد مزارع گرمك و خيار اشغال كرده است.»
لرد كرزن هم كه در سال‌هاي پاياني فرمانروايي قاجاريان به ايران آمده بود دربارهٔ اين ويراني‌ها چنين مي‌نويسد:

«مسجد و عمارت سلطنتي اصفهان را از بيخ و بن كندند. آن عمارت هفت‌دست و آيينه‌خانه و نمكدان با نقشه‌هاي عجيب و آيينه‌هاي بزرگ شفاف و حوض‌هاي يكپارچه كه از سنگ‌هاي مرمر صاف شفاف تراشيده شده و سلاطين با مخارج گزاف بنا نهاده‌اند، تمام خراب و به جاي آنها جز تپه‌خاكي غم‌انگيز و ملالت‌خيز باقي نمانده است».

پس از شهريور ۱۳۲۰

در نتيجه اشغال ايران توسط قواي متفقين، اصفهان به محل نزاع نيروي‌هاي محلي مبدل شد. علاوه بر بختياريها، روحانيون و حضور اكبرميرزا مسعود صارم السلطنه، اين شهر كه در نتيجه صنعتي‌شدن دوره رضاشاه نيروي كار فراواني را در خود جاي داده‌بود از نقاط تأثيرگذاري حزب توده نيز بود.

دوره انقلاب اسلامي و پس از آن

در ۱۴ مرداد ۱۳۵۷ تظاهركنندگان اصفهاني كه براي هفتم كشته شدگان حادثه مشهد به خيابان‌ها آمده بودند و البته برخي شان نيز مسلح بودند بيشتر قسمت‌هاي شهر را به تصرف درآورند و آيت الله خادمي را كه چندي پيش از آن بازداشت شده بود آزاد كردند، ناآرامي‌هاي دو روزه اصفهان با اعلام حكومت نظامي توسط دولت و با هجوم نيروهاي ارتش، پايان يافت. اين نخستين بار از سال ۱۳۳۲ بود كه در مركز يك استان حكومت نظامي اعلام مي‌شد. پس از انقلاب ساخت و ساز به شغلي پرسود بدل شد كه نتيجه آن جايگزيني خانه‌هاي سابق با آپارتمان‌هاي چندين طبقه بود. اين امر سبب نزاع دائمي روشنفكران طرفدار حفظ ميراث تاريخي و سازندگان و طراحان عملگرا شد، نمونه آن نزاع بر سر برج جهان‌نما و فروش چندين هكتار باغ‌هاي اطراف كارخانه نساجي به فعالين بخش املاك و مستغلات است.

ادامهـ مطلبـ
| ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ | ۰۴:۳۸:۵۰ | ramin
اصفهان. تاريخچه اصفهان.اصفهان تاريخي.تاريخچه اصفهان در حكومت هاي اخير،
چت روم اصفهان

نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

NEW

برو بالا ↑

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان